ميرزا محمد هادي علوى شيرازى

116

سفرنامه ميرزا ابو الحسن خان شيرازى ( ايلچى ) به روسيه ( فارسى )

سرحد روس بوده ، و از آنجا كه بيرون مىآيند ، متعلق به سويت بوده و در زمان قديم نوكوروت هم هميشه با روس دعواى بسيار كرده ، آخر الامر قتل شدند و شهر آنها را آتش زدند كه هنوز آبادى كلى بهم نرسانيده ، پتر پادشاه ، آنجا را تصرف مىكند و رفته‌رفته از آنجا تجاوز كرده ، به پتربورغ و بالاتر آمده همه را بحيطهء تصرف بيرون مىآورد . حال شهر نوكوروت شهر جمعى است و چندان وسعتى ندارد . لكن خانه‌هاى عالى خوب و عمارات شيرين دارد ، و رودخانهء بزرگى در خارج شهر و وسط شهر مىگذرد ، و پل‌هاى چوبى مستحكم در هر جا كه ضرور بوده ، فقره به فقره بسته‌اند و عبور مىكنند . قدرى دكان و بازار و اهل حرفه و چند كليسا نيز دارد . كوچه‌هاى طولانى روبروى يكديگر نيز در آنجا واقع است . اين دو روزه در آنجا توقف و گاريت و عراده‌ها را تعمير نمودند و يوم بعد از آنجا حركت و روانهء منزل ديگر شدند . يوم جمعه بيست و ششم : صبح از نوركروت حركت و روانهء منزل ديگر شديم . در عرض راه دو جا اسب عوض كردند . نود و پنج ورث راه كه شانزده فرسنگ بوده باشد مسافت داشت . راه بسيار گل و باتلاق « 1 » داشت . و پست و بلند بود كه بسيار گاريت و عراده‌ها شكست و اوقات تلخ بود . درعرض راه منزل‌خانه [ اى ] بود ناهار « 2 » در آنجا صرف شد و روانهء منزل شديم قليلى از شب گذشته وارد شديم . قريه‌اى بود ، چندين خانوار بودند . اما آبادى كلى و عمارات عالى نداشت . محل وسطى است . چند جوب بزرگ دارد ، كه پل بسته عبور مىشود . بعضى جاها درخت و جنگل كم دارد . شب در آنجا توقف و صبح از آنجا حركت و روانهء باغ ساروسكوسلو كه متعلق به پادشاه است شديم . يوم شنبه بيست و هفتم : صبح از آنجا حركت و روانهء باغ مذكور شديم . شصت ورث راه كه ده فرسنگ بوده باشد مسافت داشت . خيابانى به خط مستقيم ساخته بودند . دهات و اشجار بسيار در اطراف راه بود ، و قليل پست بلندى در راه واقع بود . عراده و گاريت‌ها بسيار شكست ، قدرى از روز « 3 » مانده به حوالى منزل رسيديم . گراف اژروسكى كه حاكم و صاحب اختيار عمارات پادشاهى و بزرگ همين مكان كه متعلق به پادشاه است مىبود ، و از بزرگان مىباشد ، گاريت مخصوص پادشاهى [ را ] برداشته با جمع كثيرى درسر راه ، به استقبال صاحب ايلچى آمده ، صاحبى سوار گرديده ، رفتند . تا وارد منزل شدند ، جمعى بزرگان و اعيان كه آنجا بودند ، همگى آمده ، انواع و اقسام تعارف و احترام بجاى آوردند . جمع كثيرى سالدات و افيسر و يكدسته سازنده و نوازنده به‌جهت كشيك در آنجا گذاشته و علم و طبل به‌جهت حرمت در آن منزل آورده و همه را مأمور به خدمات و احترامات ، صاحبى ايلچى كرده ، بعد هر يك به‌جاى خود رفتند . صاحبى ايلچى و عمله و همراهان در خانهء پادشاهى ، كه گراف آنجا مكان داشت ، و خانهء مرغوبى بود ، و چندين بيوتات دو سه طبقه بزرگ و كوچك داشت ، و اطاق‌هاى

--> ( 1 ) - متن : باتلاغ ( 2 ) - متن : نهار ( 3 ) - متن : قدرى بروز مانده